Advertisement
عناوین اصلی
صفحه نخست
آثار
مقالات
نگارخانه
خبر و نظر
گپ و گفت
يادداشت ها
تماس با ما
نقشه سایت
اخبار فرهنگی
حستجو در سایت
وب نوشت هاي ديگر
سيستان و بلوچستان
حکمت سیاسی متعالیه
امام موسی صدر
سردار حبیب لک زایی
تازه هاي سايت
لینک Rss مطالب
 

 
آثار ایمان به معاد و انکار آن در مقاله اي به قلم شهيد پيغان چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط sharif   
15 تیر 1387 ساعت 21:43

به قلم: طلبه و دانشجوي شهيد نعمت‌الله پيغان (از شهداي فاجعه تروريستي تاسوكي)
........................

یکی از مسائلی که همواره در ادیان مختلف مورد تأکید قرار گرفته است و در واقع به ادیان معنا می­دهد، به نحوی که بدون آن، دین جایگاه مشابهی نخواهد داشت، مسأله معاد است. دین اسلام نیز بر این مسأله بسیار تأکید دارد و مباحث زیادی از قرآن و سنّت به این موضوع اختصاص یافته است. اهمیت معاد تا بدانجا است که یکی از اصول دین شمرده شده و انکار آن موجب خروج از اسلام است. لذا متناسب است به این موضوع توجه زیادی شود و ابعاد مختلف آن مورد بحث و مداقه قرار گیرد.
این نوشتار كه در صدد بحث از «آثار ایمان به معاد» است، جايگاه معاد در قرآن و در دعوت انبیاء، دلایل وقوع معاد، آثار ایمان به معاد و انکار آن را به اجمال بحث می­نماید
 

جایگاه معاد در قرآن کریم و در دعوت انبیاء

 

اصل معاد از نقطه نظر دین مبین اسلام بدان معناست که همه انسان­هایی که در این عالم دنیا آمده و بعد از مدتی زندگی در این عالم می­میرند، همگی در جهان دیگری زنده شده  و در قیامت در دادگاه عدل الهی حضور یافته و پس از رسیدگی به اعمال و رفتار آنها در دنیا، در بهشت و سعادت جاودانه یا در دوزخ خشم و غضب الهی همیشه خواهند بود.

 

یک نظر اجمالی به آیات قرآن کریم نشان می­دهد که در میان مسائل عقیدتی هیچ مسأله­ای در اسلام بعد از توحید به اهمیت مسأله معاد و اعتقاد به حیات بعد از مرگ و حسابرسی اعمال بندگان و پاداش و کیفر و اجرای عدالت نیست. وجود حدود هزار و دویست آیه درباره معاد در قرآن و اینکه بسیاری از سوره­های اواخر قرآن به طور کامل یا به طور عمده درباره معاد و مقدمات و علایم و نتایج آن سخن می­گوید، شاهد گویای این مدعا است.

 

در جای جای قرآن مجید بعد از موضوع ایمان به خدا، ایمان به جهان دیگر آمده و تقریباً در 30 آیه این دو موضوع را قرین هم قرار داده «و یؤمنون بالله و الیوم الآخر» یا تعبیری شبیه آن فرموده است و در بیش از صد آیه اشاره به «الیوم الآخر» یا «الآخرۀ» فرموده است.[1]

 

در راه ارائه همین مسأله و بیان همین اندیشه­ها و اعتقادات بود که پیامبر اسلام(ص) گرفتار مشقت­ها و آزار و اذیتهای سخت و طاقت فرسای مشرکین شدند و همچون سایر انبیای الهی مورد تهمت­های فراوان قرار گرفتند، تا آنجا که او را مجنون خواندند. قرآن کریم در آیات هفتم و هشتم سوره سبأ به این مسأله اشاره نموده و می­فرماید: «وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيد ٍ* أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَم بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ؛ و کسانی که کفر ورزیدند گفتند آیا شما مردم را آگاه سازیم از مردی که مدعی است هنگامی که بدنهای شما به کلی متلاشی گردید و استخوان‌های شما پوسید و خاک شد بار دیگر آفرینش جدید و حیات تازه­ای پیدا می­کند؟ او یا به خداوند، دروغ و کذب نسبت می­دهد و یا دچار جنون و دیوانگی گشته است. اما در واقع چنین نیست بلکه کسانی که به آخرت ایمان نمی­آورند در عذابی سخت و در ضلالت و گمراهی عمیقی گرفتارند.»

 

مسأله معاد و جهان آخرت همواره در سرلوحه دعوت انبیاء قرار داشته است و پیامبران الهی علیرغم مخالفت­های سرسختانه مردم در پیشروی چنین مسأله­ای، همواره بر آن تأکید داشته و مردم را به اعتقاد به چنین اصلی دعوت نموده­اند و این مقاومت و پایداری انبیاء در طرح مسأله­ معاد و آشنا ساختن مردم با مسأله جهان پس از مرگ، نشانگر اهمیت فوق العاده این اصل اعتقادی در زندگی بشر و سعادت و کمال نهایی انسان است. علم و آگاهی به اصل مسأله معاد تأثیر مستقیم در رفتار و کردار فرد و جامعه داشته و زندگی انسان را متحول می­سازد. شناخت رابطه میان دنیا و آخرت و مقدمه بودن این جهان برای جهان دیگر نیز نقش بسزایی در رفتار آدمی دارد. اگر فرد بداند که آنچه در این دنیا انجام می­دهد در سرای دیگر نیز همان را باز خواهد یافت مسلماً در رفتار و عملکرد خویش دقت و ملاحظه بیشتری خواهد نمود.

 

دلایل وقوع معاد

 برای اثبات معاد دلایل عقلی و منطقی متعددی وجود دارد که در قرآن، گاه صریحاً و گاه به اشاره بیان شده است. دلایلی که صریحاً یا اشارتاً در زمینه حتمیت تحقق معاد از قرآن مجید استفاده می­شود عمدتاً هفت دلیل است:

 

1.       برهان فطرت

 منظور از «برهان فطرت» در اینجا این است که انسان در اعماق جان خود، اعتقاد و ایمان به جهان دیگر و رستاخیز عظیم انسان­ها و بارگاه عدل الهی را احساس می­کند. قرآن کریم در این زمینه در سوره روم، آيه 30 می­فرماید: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ؛ روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند انسان­ها را بر آن آفریده و دگرگونی در آفرینش خداوند نیست، این است دین محکم و استوار.»

 

موضوع سخن در این آیه عام است و تمام دین را فطری می­شمارد، یعنی مجموع اصول عقاید و حتی کلیات فروع دین و احکام در اعماق فطرت حضور دارد. «دین» دوبار در آیه فوق تکرار شده که اشاره به مجموع حقایق دینی است.

 

بر مسأله فطری بودن اعتقاد به معاد قرايني وجود دارد.

 

الف . اگر برای فنا آفریده شده­ایم عشق به بقا چه مفهومی دارد؟

 

هیچکس نمی­تواند این حقیقت را انکار کند که از مرگ به معنای «نیستی» گریزان است و خواهان طول عمر، بلکه حیات جاویدان است. تلاش برای طولانی شدن عمر دلیل بر این است که انسان ذاتاً خواهان بقا است حتی علاقه انسان به حیات فرزندش که دنباله حیات او محسوب می­شود نشانه­ای از این عشق غریزی است.

 

اگر ما برای فنا آفریده شده­ایم وجود این غریزه در ما بی معنا است و این یک عشق مزاحم و بی دلیل است. چگونه ممکن است خداوند حکیم چنین موضوع زائد و مزاحمی را در ما بیافریند؟ اصولاً وجود یک غریزه در انسان دلیل بر این است که در بیرون وجود او، طریق اشباع و پاسخگویی به آن هست همچنان که تشنگی دلیل بر وجود آب و گرسنگی دلیل بر وجود غذا و میل به جنس مخالف دلیل بر وجود آن است و گرنه با حکمت حکیم سازگار نیست. لذا عشق به بقا که به طور فطری در انسان­ها وجود دارد نشانه روشنی بر زندگی جاویدان محسوب می­شود.

 

ب. اگر رستاخیز فطری نیست چرا این عقیده در طول تاریخ از انسان­ها جدا نشده است؟

 

عادات و رسوم دائماً در تغییر و تبدیل است. فرهنگ‌ها عموماً دستخوش دگرگونی هستند. تنها اموری می­تواند در طول تاریخ بشر، در برابر گذشت زمان پایدار بماند که ریشه­هایی در اعماق فطرت داشته باشند.

 

این امر در مورد مسأله توجه انسان به زندگی پس از مرگ کاملاً صادق است. جامعه شناسان می­گویند: اعتقادات مذهبی و از جمله عقیده به حیات پس از مرگ، همواره در میان انسان­ها (حتی بشرهای قبل از تاریخ) وجود داشته است و شاهد بر آن، دفن برخی لوازم همراه اموات است.[2]

 

      2. برهان حکمت

 یک مطالعه اجمالی در وضع جهان هستی نشان می­دهد که همه چیز بر اساس هدف، حکمت، نظم و برنامه آفریده شده است. حال اگر نظری به زندگی انسان بیفکنیم و چنین فرض کنیم که مرگ برای او پایان همه چيز است، چند روزی در این دنیا با هزار زحمت و مشکل زندگی کردن و مقداری آب و غذا خوردن و بعد برای همیشه از هستی چشم پوشیدن، مسلماً چنین چیزی نمی­تواند هدف آفرینش انسان باشد و به این ترتیب خلقت او عبث و بیهوده و بی محتوا خواهد بود. این چيزي است که با حکمت خداوند حکیم هرگز سازگار نیست.

این مضمون در آیات قرآن منعکس شده است. در سوره مؤمنون آيه 115 می­فرماید: «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ؛ آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريده‏ايم و اينكه شما به سوى ما بازگردانيده نمى‏شويد.» نیز در سوره حجر آيه 85 می­فرماید: «وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ وَإِنَّ السَّاعَةَ لآتِيَةٌ؛ و ما آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است جز به حق نيافريده‏ايم و يقينا قيامت فرا خواهد رسيد.»[3]

 

      3. برهان عدالت

يكي از اوصاف خداوند عدالت است. عدالتی که نشانه­های آن در جای جای عالم هستی، در آسمانها و زمین، در وجود خود انسان و در ضربان قلب و گردش خون او دیده می­شود. خوب آیا ممکن است انسان از عدالت عمومی جهان بر کنار بماند؟ تاریخ گذشته انسان و حوادث امروز به خوبی نشان می­دهد که احقاق حق مظلومان و کیفر ظالمان هرگز در این جهان به طور کامل انجام نشده است. عدالت حاکم بر عالم که در پرتو عدالت خداوند است ایجاب می­کند روزی فرا رسد که پرونده اعمال همه انسان­ها مورد بررسی قرار گیرد و این همان روز رستاخیز است قرآن کریم در سوره قلم آيات 35 تا 36 می­فرماید: «أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ * مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ؛  شما را چه شده؟ چگونه داورى مى‏كنيد؟ پس آيا فرمان‌برداران را چون بدكاران قرار خواهيم داد؟» و در سوره جاثیه آيات21 تا 22 می­فرماید: «أًمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أّن نَّجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاء مَّحْيَاهُم وَمَمَاتُهُمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ * وَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ؛ آيا كسانى كه مرتكب كارهاى بد شده‏اند پنداشته‏اند كه آنان را مانند كسانى قرار مى‏دهيم كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند [به طورى كه] زندگى آنها و مرگشان يكسان باشد؟ چه بد داورى مى‏كنند. و خدا آسمانها و زمين را به حق آفريده است، تا هر كسى به [موجب] آنچه به دست آورده پاداش يابد و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت.»[4] 

 

      4. برهان رحمت

 یکی از صفات مشهور و معروف خداوند «رحمت» است. مسلماً رحمت به معنای اعطاي فیض و نعمت به موجودی است که قابلیت و استعداد آن را داشته باشد. از آنجا که انسان با آن ساختمان مخصوص ورودی که از برکت الهی در او دمیده شده استعداد حیات جاویدان و رسیدن به کمالات فراوان دارد، خداوند رحمان و رحیم چنین فیض و سعادتی را از او قطع نمی­کند و فیض و رحمت او با مرگ قطع نخواهد شد. در سوره انعام آيه 12 آمده است: « قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ؛ بگو آنچه در آسمانها و زمين است از آن كيست بگو از آن خداست كه رحمت را بر خويشتن واجب گردانيده است، ‏يقيناً شما را در روز قيامت كه در آن هيچ شكى نيست گرد خواهد آورد.»[5]

 

      5. برهان وحدت

 از ویژگی­های زندگی دنیا وجود اختلاف آرا و افکار است. حتی پیروان یک مذهب غالباً به شاخه­های متعددی با عقاید مختلف تقسیم شده­اند. گاه این اختلاف آرا و عقاید از اجتماع به درون خانواده کشیده می­شود و هر یک از اعضای خانواده پیرو عقیده و مکتبی هستند. بدون شک هر انسانی از وجود این اختلافات در این جهان رنج می­برد و همه آرزو می­کنند این اختلافات روزی برچیده شود. مسلماً خدایی که انسان را برای تکامل و هدایت آفریده و مقتضای مقام ربوبیتش انسان­ها را از نیل به چنین خواسته­ای محروم نخواهد کرد و چون این هدف در دنیا انجام نمی­گیرد، حتماً جای رفع اختلافات و رسیدن به وحدت، سرای دیگر است.

 

در قرآن کریم آیات متعددی داریم که اشاره به این موضوع می­کند که محل رفع هرگونه اختلاف، عالم دیگر است. در سوره نحل آيات 38 تا 39 می­فرماید: «وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لاَ يَبْعَثُ اللّهُ مَن يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ * لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ؛ و با سخت‏ترين سوگندهايشان بخدا سوگند ياد كردند كه خدا كسى را كه مى‏ميرد بر نخواهد انگيخت. آرى [انجام] اين وعده بر او حق است، ليكن بيشتر مردم نمى‏دانند، تا [خدا] آنچه را در [مورد] آن اختلاف دارند براى آنان توضيح دهد.»  و باز در سوره حج آيه 69 آمده است: « اللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ؛ خدا روز قيامت در مورد آنچه با يكديگر در آن اختلاف مى‏كرديد داورى خواهد كرد.»[6]

 

      6. برهان بقاي روح

 بسیاری از فلاسفه الهی در بحث معاد به سراغ مسأله بقاي روح رفته و به آن استدلال کرده­اند. قرآن مجید نیز اشاراتی به مسأله بقاي روح دارد. در سوره آل عمران آيه 169 می­فرماید: «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ، هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده مپندار، بلكه زنده‏اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند.» و در سوره بقره آيه 154 باز همین مضمون آمده است: «وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبيلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ؛ و كسانى را كه در راه خدا كشته مى‏شوند مرده نخوانيد، بلكه آنان زنده‏اند ولى شما نمى‏دانيد.»[7]

 

آثار ایمان به معاد

 بدون شک، ایمان به معاد تأثیر بسیار عمیق و گسترده­ای در اعمال انسان­­ها دارد. اصولاً اعمال انسان بازتاب اعتقادات اوست، یا به تعبیر دیگر رفتار هر کسی با جهان‌بینی او ارتباط مستقیم و تنگاتنگ دارد.

 

کسی که می­داند تمام اعمالش بی کم و کاست به زودی در دادگاهی مورد بررسی قرار می­گیرد که قضّاتش از همه چیز آگاهند، نه توصیه­ای در آن مؤثر است و نه رشوه­ای و نه حکم دادگاهش تجدید نظر دارد؛ سپس بر طبق آن پاداش و کیفر می­بیند. نه فقط در اصلاح خود می­کوشد بلکه در انجام اعمال گوناگونش فوق العاده سخت‌گیر و موشکاف است.

 

آثار دنیوی ایمان به معاد را می­توان به دو قسم آثار فردی و آثار اجتماعی تقسیم نمود:

 

الف. برخی آثار فردی ایمان به معاد:

 

1. تقوای الهی

 

 ایمان به معاد موجب می­شود انسان پیوسته به یاد خداوند باشد و در انجام هر کاری خواست الهی را در نظر داشته باشد. آیات متعددی از قرآن کریم این مطلب را می­رساند.

 

خداوند در سوره بقره آيه 203 می­فرماید: «وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ؛ و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه شما را به سوى او گرد خواهد آورد.» علامه طباطبایی در ذیل آیه می­فرماید آیه دستور به تقوی و یادآوری حشر و بعث نمی­دهد، زیرا با یاد قیامت است که انسان از گناه دوری می­کند و پیوسته تقوای الهی را دارد.[8] نیز در سوره طه آيه 113 می­فرماید: «وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا؛ اين گونه آن را [به صورت] قرآنى عربى نازل كرديم و در آن از انواع هشدارها سخن آورديم، شايد آنان راه تقوا در پيش گيرند يا [اين كتاب] پندى تازه براى آنان بياورد.»

 

پس ایمان به معاد تقوای الهی و مراقبه و محاسبه را در پی دارد. مراقبه این است که انسان بداند کسی مراقب اوست و در همه حال او را زیر نظر دارد و  حتی اسرار درون او را نیز می­داند. توجه به این حقیقت انسان را در یک حالت بیدار باش نگه می­دارد و توجه به محاسبه و اینکه تمامی اعمال او از بزرگ و کوچک و خوب و بد حسابرسی می­شود و پاسخ عادلانه­ای به هر کدام داده خواهد شد‌، سبب می­شود انسان خود را در انجام کارها آزاد مطلق نبیند.

 

      2. حق‌بینی

 

ایمان به آخرت یعنی ایمان به دادگاه عدلی که قاضی آن خداوند و شهودش فرشتگانند و دروغ، تقلب، توصیه و رشوه در آن راه ندارد. ایمان به چنین دادگاهی انسان را وادار می­کند که واقعیت اعمال خود را آن‌گونه که هست بررسی کند.[9]

 

      3. عبادت و بندگی خداوند

ایمان به معادت موجب می­شود انسان با عبادت و بندگی برای سعادت اخروی خود تلاش کند.

 

در سوره یس آيات 20 تا 22 از فرد مؤمنی سخن گفته شده كه به حمایت از سه رسول الهی برخواست و عبادت الهی را بر خود ضروري می­دانست، به جهت اینکه خداوند خالق اوست و بازگشت همگان نیز به سوی او خواهد بود. خداوند در این آیات می­فرماید: «وَجَاء مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ * اتَّبِعُوا مَن لاَّ يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُونَ  * وَمَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ و [در اين ميان] مردى از دورترين جاى شهر دوان دوان آمد [و] گفت: اى مردم از اين فرستادگان پيروى كنيد، از كسانى كه پاداشى از شما نمى‏خواهند و خود [نيز] به راه راست قرار دارند پيروى كنيد، آخر چرا كسى را نپرستم كه مرا آفريده است و [همه] شما به سوى او بازگشت مى‏يابيد.»

 

      4. انجام اعمال صالح

در سوره کهف آيه 110 آمده است: «فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا ...؛ هر کس امید لقای پروردگارش را دارد باید عمل صالح انجام دهد...» در این آیه به رابطه نزدیک بین ایمان به آخرت و عمل صالح منعکس شده و عمل صالح به عنوان یکی از بازتاب­های ایمان به معاد معرفی شده است.

 

علامه طباطبایی می­گوید در این آیه به جای یقین به معاد، امید و رجاء آن ذکر شده است، زیرا مسأله معاد چنان است که حتی امید و رجاي آن می­تواند منبع چنین آثاری باشد.[10]

 

      5. استقامت و بردباری در انجام وظایف با توکل بر  خداوند

در سوره بقره آنجا که از جنگ طالوت و جالوت سخن می­گوید می­فرماید بسیاری از همراهیان طالوت (فرمانده گروه دینداران) از حمایت وی و جهاد با دشمن سر، باز زدند، لکن آنها که یقین به قیامت داشتند با توکل به خداوند ثابت قدم ماندند و مقاومت کردند. «... قَالُواْ لاَطَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو اللّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ؛ گفتند امروز ما توانایی مقابله با جالوت و سپاهیان او را نداریم، اما آنها که می­دانستند خدا را ملاقات خواهند کرد (و به روز رستاخیز ایمان داشتند) گفتند چه بسیار گروه­های کوچکی که به فرمان خدا، بر گروه­های عظیمی پیروز شدند و خداوند با صابران و استقامت کنندگان است.» (سوره بقره آيه 249)

 

      6. پرهیز از شرک خفی

 در سوره کهف آيه 110 آمده است: « فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا ؛ پس هر که به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته انجام دهد و هیچکس را در عبادت پروردگارش شریک نکند»

 

علامه طباطبایی روایتی را از درالمنثور سیوطی نقل کرده است که شخصی به نام جندب بن زهیر اهل نماز و روزه و اعطاي صدقه بود وی گاه به خاطر اعمالش توسط مردم تقدیر می­شد. او از تعریف و تمجید دیگران خوشنود می­شد و برای اینکه بیشتر مدحش کنند بر اعمال خویش می­افزود. خداوند در این آیه او را ملامت و تقبیح نموده است که چرا در اعمالش غیر خدا را شریک قرار می­دهد.[11]

 

      7. پرهیز از ظلم به دیگران

ایمان به معاد و حساب و کتاب اخروی موجب می­شود انسان از ظلم به دیگران امتناع ورزد. در این زمینه به کلامی از امیرمؤمنان علی(ع) بسنده می­کنیم که فرمود: « وَاللّهِ لاََنْ اَبيتَ عَلى حَسَكِ السَّعْدانِ مُسَهَّداً، وَ اُجَرَّ فِى الاَْغْلالِ مُصَفَّداً، اَحَبُّ اِلَىَّ مِنْ اَنْ اَلْقَى اللّهَ وَ رَسُولَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ظالِماً لِبَعْضِ الْعِبادِ، وَ غاصِباً لِشَىْء مِنَ الْحُطامِ. وَ كَيْفَ اَظْلِمُ اَحَداً لِنَفْس يُسْرِعُ اِلَى الْبِلى قُفُولُها، وَ يَطُولُ فِى الثَّرى حُلُولُها؟ سوگند به خدا اگر تمام شب را بر روی خارهای (جانگداز) سعدان به سر ببرم و یا با غل و زنجیر به این سو و آن سو کشیده شوم، خوش‌تر دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم و چیزی از اموال عمومی را غصب کرده باشم. چگونه بر کسی ستم کنم برای نفس خودم که به سوی کهنگی و پوسیده شدن پیش می­رود و در خاک زمانی طولانی اقامت می­کند.»[12]

 

      8. آرامش روحی ـ روانی

اعتقاد به زندگی پس از مرگ نه تنها در تهذیب نفوس و اخلاص قلوب و پرورش اخلاق و پاکی اعمال موثر است، بلکه در بهبود حال انسان در همین زندگی دنیا نیز اثر عمیقی دارد. مهمترین چیزی که انسان از آن رنج می­برد و شربت زندگی را در کام او ناگوار و اعصابش را به هم می­ریزد نگرانیها است. نگرانی از فرصت­های از دست رفته، نگرانی از آینده و پایان زندگی و از دست دادن دوستان و بستگان و اموال و ... و نگرانی از حوادث گوناگون پیش بینی نشده. عامل اصلی این نگرانی­ها عمدتاً احساس پوچی و بی­هدف بودن زندگی، احساس نداشتن پناهگاه در مشکلات طاقت فرسا، تصویر وحشتناک از مرگ و بدبینی و ترس از آینده جهان و آینده زندگی فردی است. بدون شک ایمان به سرای دیگر و زندگی جاویدان در آن عالم، توأم با آرامش و عدالت، می­تواند به این نگرانیها پایان دهد.[13]

 

خداوند در سوره یونس آيه 62 تا 64 می­فرماید: «أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ * الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ * لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ؛ آگاه باشيد كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مى‏شوند، همانان كه ايمان آورده و پرهيزگارى ورزيده‏اند، در زندگى دنيا و در آخرت مژده براى آنان است وعده‏هاى خدا را تبديلى نيست و اين همان كاميابى بزرگ است.»

 

      9. اجر خروی

 در سوره نساء آيه 162 آمده است: « وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أُوْلَئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيماً؛ و ايمان‏آورندگان به خدا و روز بازپسين كه به زودى به آنان پاداشى بزرگ خواهيم داد.»


ب. برخی آثار اجتماعی ایمان به معاد:

 

      1. اجرای قوانین

پیداست که در یک اجتماع اگر همگان معتقد به معاد باشند و اینکه بالاخره باید پاسخگوی همه اعمال کوچک و بزرگ خود باشند حتی اعمالی که از دید همگان مخفی مانده است در این صورت همه به قوانین احترام خواهند گذاشت و عمل خواهند نمود هر چه این ایده مستحکم­تر باشد جامعه ایده آل‌تر و بهتر خواهد بود.

 

      2. کمک به ضعفاء

از مسائلی که در اسلام بسیار بر آن تأکید شده و در قیامت نیز بازخواست خواهد شد، کمک به ضعیفان و محرومین است. خداوند دوست دارد انسانها نسبت به حال یکدیگر بی تفاوت نباشند و غمخوار و یاور یکدیگر باشند و در مواردی از این افراد تقدیر و تمجید نموده است. یکی از این موارد در سوره دهر آيات 8 تا 10 آمده است: «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا * إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا؛ و غذای (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند به مسکین و یتیم و اسیر می­دهند (و می­گویند) ما شما را به خاطر خدا اطعام می­کنیم و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی­خواهیم. ما از پروردگارمان خائفیم در آن روزی که عبوس و سخت است (روز قیامت).

 

علامه طباطبایی به نقل از کشّاف از ابن عباس نقل نموده است؛ امام حسین و امام  حسین (ع) مريض شدند. پیامبر اکرم(ص) به عده­ای از مسلمین به عیادت آن دو رفتند و به حضرت علی (ع) پیشنهاد کردند برای سلامتی دو فرزندش نذری بنماید. حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و فضه نذر کردند اگر حسنین (ع) سلامتی خود را بازیافتند سه روز روزه بگیرند. آن دو شفا پیدا کردند و اهل خانه روزه گرفتن، لکن در خانه چیزی برای خوردن نداشتند. امام علی(ع) از شمعون خیبری یهودی سه صاع جو قرض گرفت. حضرت فاطمه(س) یک صاع را آرد نموده، پنچ قرص نان پخت. چون لحظه افطار رسید، سائلی بر درب خانه ایستاد و گفت «السلام علیکم اهل بیت محمد، مسکین من مساکین المسلمین اطعمونی اطعمکم الله من موائد الجنة.» اهل بیت - عليهم السلام- نانها را به وی دادند و خود به نوشيدن آب بسنده كردند. روز دوم نيز چون لحظه افطار شد و غذا را مقابلشان نهادند، يتيمي بر درب خانه ایستاد و استمداد کرد و باز همه نانشان را به وی دادند. روز سوم اسیری کمک خواست و همین جریان تکرار شد و به دنبان آن این آیات نازل شد.[14]

 

      3. استقبال همگانی از جهاد و دفاع

اعتقاد به معاد و کسب ثواب­های عظیم به خاطر جهاد و دفاع موجب می­شود افراد با شوق و رغبت در این میدان حاضر شوند، اما کسانی که اعتقاد به معاد نداشته­اند همواره از این وظیفه فرار کرده­اند.

 

در سوره توبه آيات 44 تا 45 می­فرماید: «لاَ يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ * إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ؛ کسانی که به خدا و روز جزا ایمان دارند هیچ گاه برای ترک جهاد (در راه خدا) با اموال و جانهایشان از تو اجازه نمی­گیرند و خداوند پرهیزگاران را می­شناسد. تنها کسانی از تو اجازه (این کار را) می­گیرند که به خدا و روز جزا ایمان ندارند و دل‌هایشان با شک وتردید آمیخته است آنها در تردید خود سرگردانند.»

 

      4. کاهش جرایم در سطح جامعه

باور به خداوند و معاد هر چه بیشتر باشد، افراد کمتر مرتکب جرم می­شوند و در نتیجه در سطح جامعه نیز جرم و جنایت کاهش می­یابد. غفلت از خداوند و معاد افراد را به سودجویی و استخدام ظالمانه دیگران به نفع خود سوق می­دهد و به فسادهای عظیم دامن می­زند ایمان به معاد موجب تعادل مردم و جامعه خواهد بود.

 

      5. عدم تحمل ظلم، زور و فساد

جامعه مؤمن به خدا و قیامت هیچگاه ظلم و فساد را تحمل نخواهد کرد و برای از بین بردن آن قیام خواهند نمود زیرا این همان چیزی است که خداوند از مؤمنان خواسته است.

 

در سوره طه می­‌فرمايد پس از آنکه ساحران به حضرت موسی(ع) ایمان آوردند فرعون آنها را تهدید به قطع دست و پایشان کرد ولی آنها که به خدا و قیامت ایمان آورده بودند زیر بار نرفتند؛ «قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَى * قَالُوا لَن نُّؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا وَمَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَاللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَى * إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيى * وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُوْلَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى؛ فرعون گفت: آیا پیش از ان که به شما اذن دهم به او ایمان آوردید؟ مسلماً او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است، به یقین دست‌ها و پاهايتان را به طور مخالف قطع می­کنم و شما را از تنه­های نخل به دار می­آویزم و خواهید دانست مجازات کدام یک از دردناکتر و پایدارتر است. ساحران در پاسخ گفتند: سوگند به آن کسی که ما را آفریده هرگز تو را بر دلایل روشنی که برای ما آمده مقدم نخواهیم داشت هر حکمی می­خواهی بکن! تو تنها در این زندگی دنیا می­توانی حکم کنی. ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهانمان و آنچه را از سحر بر ما تحمیل نمودی ببخشاید و خدا بهتر و پایدارتر است. هر کس در محضر پروردگارش خطاکار حاضر شود آتش دوزخ برای اوست در آنجا نه می­میرد و نه زندگی می­کند و هر کس با ایمان نزد او آید و اعمال صالح انجام داده باشد چنین کسانی درجات عالی دارند (سوره طه آيات 71 تا 75)

 

      6. افزایش امید به آینده در جامعه[15]

 

آثار دنیوی انکار معاد :

                   1. انکار ربوبیت خداوند

 

در سوره رعد آيه 5 انکار معاد را انکار ربوبیت خداوند و موجب عذاب‌های اخروی و خلود در آتش دانسته، می­فرماید: « وَإِن تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَئِذَا كُنَّا تُرَابًا أَئِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ الأَغْلاَلُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدونَ؛ اگر از ناحیه آنان تعجب کنی پس قول آنان عجیب (نیز) هست كه می­گویند آیا هنگامی که ما خاک شدیم (بار دیگر زنده می­شویم و) به خلقت جدیدی باز می­گردیم؟ آنها کسانی هستند که به پروردگارشان کافر شده­اند و آنان غل و زنجیرها در گردنشان است و اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند ماند»

 

      2. انکار نبوت

 

در سوره فرقان آيات 7 تا11 می­فرماید: «وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا * أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا * انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا * تَبَارَكَ الَّذِي إِن شَاء جَعَلَ لَكَ خَيْرًا مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًا * بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا؛ و گفتند چرا این پیامبر غذا می­خورد و در بازارها راه می­رود؟ چرا فرشته­ای بر او نازل نشده که همراه وی مردم را انذار کند (و گواه صدق دعوی او باشد) یا گنجی (از آسمان) برای از فرستاده شود یا باغی داشته باشد که از (میوه) آن بخورد (و امرار معاش کند) و ستمکاران گفتند شما تنها از مردی مجنون پیروی می­کنید. ببین چگونه برای تو مثل‌ها زدند و گمراه شدند آنگونه که قدرت پیدا کردن راه را ندارند. زوال ناپذیر و بزرگ است خدایی که اگر بخواهد برای تو بهتر از این قرار می­دهد باغهایی که نهرها از زیر درختانش جاری است و برای تو کاخ‌هایی مجلل قرار دهد (اینها همه بهانه است) بلکه آنان قیامت را تکذیب کرده­اند و ما برای کسی که قیامت را تکذیب کند، آتشی شعله ور و سوزان فراهم کرده­ایم.»

 

در این آیات خداوند پس از آن که برخی بهانه جویی­های منکران نبوت را ذکر می­کند می­فرماید علت اصلی مخالفت اینها با پیامبران این است که به معاد اعتقاد ندارند.

 

      3. ارتکاب گناهان

 

پیداست افرادی که اعتقادی به حساب و بازرسی قیامت ندارند به خود اجازه می­دهند به برخی گناهان دست یازند. البته این بدان معنا نیست که هر کسی مرتکب گناه می­شود ایمان به معاد ندارد و کافر است. برخي افراد نیز یا به سبب اینکه ایمانشان ضعیف است یا گرفتار غفلت هستند مرتکب گناه می­شوند.

 

در سوره نحل آيه 60 می­فرماید: «لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ؛ برای آنها که به سرای آخرت ایمان ندارند، صفات زشت و برای خداوند صفات عالی است و او قدرتمند و حکیم است.»

 

علامه طباطبایی ذیل آیه می­گوید تنها چیزی که مانع طبیعت انسانی از ارتکاب اعمال زشت می­شود مؤاخذه و عقاب­های شديد است و اینکه فرد وجود چنین عقاب­هایی را باور کند. پس ایمان به معاد و حساب و جزاء تنها اصلی است که ضامن حفظ انسان از ارتکاب اعمال نادرست است و هیچ یک از معارف اصلی دیگر این اثر را ندارد، حتی توحید که همه اصول دین به آن ختم می­شود.[16]

 

      4. فرار از جهاد و جنگ

 

در سوره توبه آيات 44 تا 45 خداوند می­فرماید: «لاَ يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ * إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ؛ آنها که به خدا و روز جزا ایمان دارند هیچگاه برای ترک جهاد با اموال و جانهایشان از تو اجازه نمی­گیرند و خداوند پرهیزگاران را می­شناسد تنها کسانی از تو اجازه (این کار) را می­گیرند که به خدا و روز جزا ایمان ندارند و دلهایشان با شک و تردید آمیخته است آنها در تردید خود سرگردانند.»

 

      5. یأس از رحمت الهی

 

یکی از اموری که در زندگی انسان­ها بسیار منشأ اثراست امید است امید به رحمت الهی زندگی انسان را معنادار می­کند، هرگاه به خطا رود انگیزه­ای برای بازگشت وی به راه درست می­شود و موجب می­شود هیچگاه همه چیز را تمام شده و همه درها را به رویش بسته نبیند و از زندگی دست نشوید کسانی که اعتقاد به معاد ندارند از این موهبت بی بهره­اند.

 

خداوند در سوره عنکبوت آيه 23 می­فرماید: «وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ؛ کسانی که به آیات خدا و دیدار او کافر شدند از رحمت من مأیوسند و برای آنها عذاب دردناکی است.»

 

      6. منکران معاد کافرند و قتال با آنها واجب است

 

خداوند در سوره توبه آيه 29 می­فرماید: « قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِر ...؛ با کسانی که به خدا و روز جزا ایمان ندارند مقاتله کنید.»

 

آثار اخروی انکار معاد :

                1. حبط اعمال

 

حبط به معنای نابود شدن اعمال است برخی گناهان موجب می­شود اعمال نیک شخص نابود شود یکی از آن گناهان، تکذیب معاد است.

 

در سوره اعراف آيه147 آمده است: «وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ و کسانی که آیات و دیدار رستاخیز را تکذیب کنند اعمالشان نابود می­شود، آیا جز آنچه را عمل می­کردند پاداش داده می­شوند.»

      2. اعراض خداوند

 

 

در سوره جاثیه آيه 32 تا 34 خطاب به منکران قیامت می­فرماید: «وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ * وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون * وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ؛ و هنگامی که گفته می‌شد وعده خداوند حق است و در قیامت هیچ شکی نیست، شما می­گفتید ما نمی­دانیم قیامت چیست، ما تنها گمانی در این باره داریم و به هیچ وجه یقین نداریم و بدی­های اعمالشان برای آنان آشکار می­شود و سرانجام آنچه را استهزا می­کردند آنها را فرا می­گیرد و به آنها گفته می­شود امروز شما را فراموش می­کنیم همانگونه که شما دیدار امروزتان را فراموش کردید و جایگاه شما دوزخ است وهیچ ياوری ندارید.»

 

علامه طباطبایی می­فرماید مراد از «نسیان» در آیه این است که خداوند از آنها اعراض و آنان را در شداید و گرفتاری‌های قیامت رها می­کند به واسطه اینکه آنها در دنیا از یاد خداوند روی‌گردان و منکر قیامت بودند.[17]

 

      3. دوري از رحمت الهی (ملعون خداوند هستند)

 

در سوره اعراف آيات 44 تا 45 آمده است: «وَنَادَى أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالُواْ نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ * الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَةِ كَافِرُونَ؛ و بهشتیان دوزخیان را صدا می­زنند که آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود همه را حق یافتیم، آیا شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حق یافتید؟ دوزخيان در جواي مي‌گويند؛ بله! در این هنگام ندا دهنده­ای در میان آنها ندا می­دهد که لعنت خدا بر ستمکاران باد همانان که (مردم را) از راه خدا باز می­دارند و می­خواهند آن را (راه خدا را) کج و معوج نشان دهند و آنها به آخرت کافرند.»

 

      4. محشور شدن با شیاطین

خداوند در سوره مریم آيات 66 تا 70 می­فرماید: «وَيَقُولُ الْإِنسَانُ أَئِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا * أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا * فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّيَاطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا * ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَنِ عِتِيًّا * ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَى بِهَا صِلِيًّا؛ انسان می­گوید آیا پس از مردن ما زنده (از قبر) بیرون آورده می­شوم؟ آیا انسان به خاطر نمی­آورد که ما پیش از این او را آفریدیم در حالی که چیزی نبود. سوگند به پروردگارت که همه آنها را همراه با شیاطین در قیامت جمع می­کنیم، سپس همه را در حالی که به زانو درآمده­اند گرداگرد جهنم حاضر می­سازيم، سپس از هر گروه و جمعیت، کسانی را که در برابر خداوند رحمان از همه سرکش­تر بوده­اند جدا می­کنیم، بعداز آن ما به خوبی از کسانی که برای سوختن در آتش سزاوارترند آگاه تریم.»

 

      5. جهنمی شدن

در سوره مدثر آيات 38 تا 47 آمده است: «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ * إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ * فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِينَ* مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ * وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ * وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ* وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ * حَتَّى أَتَانَا الْيَقِينُ؛ هر کس در گرو اعمال خویش است مگر اصحاب یمین؛ آنها در باغهای بهشت­اند و سوال می­کنند از مجرمان، چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟ می­گویند ما از نمازگزاران نبودیم و اطعام مستمند نمی­کردیم و پیوسته با اهل باطل همنشین و همصدا بودیم و همواره روز جزا و انکار می­کردیم تا زمانی که مرگ ما فرا رسید.»

 

     6. ابتلا به عذاب­های دردناک الهی

در سوره اسراء آيه 10 آمده است: «وأَنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيماً؛ و براي آنها که به قیامت ایمان نمی­آورند عذاب دردناکی برای آنان آماده ساخته­ایم.»

 

 


 

[1]  . ناصر مکارم شیرازی و دیگران؛ پیام قرآن ج 5، قم:هدف، 1372، ص 17.

[2]  .  همان، ص 237.

[3]  . همان، ص 139.

[4]  . همان، ص 247.

[5]  . همان، ص 263.

[6]  . همان، ص 267.

[7]  . همان، ص 277.

[8]  . علامه طباطبایی؛ المیزان ج 2، تهران: دارالکتب الاسلامیة، ص 83.

[9]  . ناصر مکارم شیرازی، پیشین ص 401.

[10]  . علامه طباطبایی: المیزان ج13، تهران: دارالکتب الاسلامیة، 1362، ص 438.

[11]  . همان.

[12]  . نهج البلاغه، خطبه 224.

[13]  . ناصر مکارم شیرازی، پیشین ص 411.

[14]  . علامه طباطبایی؛ المیزان ج 20، تهران: دارالکتب الاسلامیة، 1362، ص 222.

[15] . متأسفانه شهيد پيغان ذيل اين عنوان بحثي را ننوشته‌اند.

[16]  . علامه طباطبایی، المیزان ج 12 (تهران:دارالکتب الاسلامیة، 1362) ص 296.

[17]  . علامه طباطبایی، المیزان ج 18 (تهران: دارالکتبب الاسلامیة، 1362) ص 194.

 


تعداد مشاهده :8044 | چاپ | ارسال به دوست

نظرات (5)
نظرات RSS
1. 28 آبان 1388 ساعت 21:25
نظر
خیلی متشکرم از اطلاعاتی که در اختیارم قرار داده شد بسیار مفید به جا بود و مرا در امر تحقیق یاری کرد.
نوشته شده توسط ملیحه احمدی (مهمان)
2. 26 دی 1388 ساعت 13:54
نظر
سلام مرسي از مطلبتون اما من برا پيداكردن جواب سوالم به اينجا اومدم اما پيداش نكردم سوالم:فرق بين برهان فطرت و حكمت در اثبات معاد؟
نوشته شده توسط shahram gholipour (مهمان)
3. 14 بهمن 1388 ساعت 08:57
ایمان
سلام 
کاش راجع به ایمان به خدا هم مطلب می گذاشتید این مطلب ها واقعا خوبه 
سارا 
:? :sigh
نوشته شده توسط سارا (مهمان)
4. 24 آذر 1389 ساعت 16:31
ایمان
من این مطالب خلاصه و کاملو واقعا می پسندم عالی بود
نوشته شده توسط شبنم (مهمان)
5. 08 ارديبهشت 1391 ساعت 18:43
ایمان
عاللللللللللللللیییییییییییییی بوووووووووووووود
نوشته شده توسط مریم (مهمان)

اظهار نظر کنید
  • لطفا موضوع نظر را مرتبط با موضوع متن انتخاب کنید.
  • درگیریهای لفظی شخصی حذف خواهد شد.
  • لطفا از قسمت نظرات جهت تبلیغ سایت یا بلاگ خود استفاده نکنید . اینگونه نظرها حذف خواهد شد.
  • فقط کافیست که مرورگر خود را Refresh کنید تا کد امنیتی جدید ظاهر شود قبل از اینکه بر روی کلید 'ارسال' کلیک کنید
  • به خاطر داشته باشید که این کار فقط وقتی نیاز میشود که شما کد امنیتی را اشتباه وارد کرده باشید.
نام :*
پست الکترونیکی :
آدرس سایت یا بلاگ :
موضوع :
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
متن نظر :*



کد رمز :* Code
اگر نظر جدیدی وارد شد به پست الکترونیکی من فرستاده شود.

 
< بعد   قبل >